ستاره تنهایی من
ای که دستت با نوشتن آشناست دلت از جنس دل خسته ماست دل ما را بنویس
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم! همه چیز به نگاه تو بر میگرده! هر کسی داره با زندگیش میجنگه ساده زندگی کن ،جوانمردانه دوست بدار ، و به فکر دوست دارانت باش گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی نوروز پیشاپیش مبارک روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند، در جواب گفت: اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند ؛ نمره یک می دهیم :1 اگر دارای زیبائی هم باشد یک صفرجلوی عدد یک می گذارم: 10 اگر پول هم داشته باشد یک صفر دیگر جلوی عدد 10 می گذارم: 100 اگر دارای اصل و نسب هم باشد یک صفر دیگر جلوی عدد 100می گذارم: 1000 ولی اگر زمانی عدد 1 رفت (اخلاق)؛ چیزی به جز صفر باقی نمی ماند: 000 وصفر هم به تنهائی هیچ است و آن انسان هیچ ارزشی ندارد. مگسی را کشتم
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم
| Design By : Pars Skin |